بسیار عالی ?❤️
آژیر خطر خوزستانی دیگر؛ این بار در قلب ایران نطنز

موضوع بیآبی خوزستان، پیش از حوادث اخیر کمتر مورد توجه مردم سایر نواحی کشور قرار داشت اما این وضعیت را باید دارای علایم هشداردهندهای دانست که به زودی دامنگیر سایر نقاط کشور از جمله شهرستان نطنز به عنوان نگینی بر حاشیه کویر هم خواهد شد. خوزستان امروز را باید با دقت بیشتری مورد بررسی
موضوع بیآبی خوزستان، پیش از حوادث اخیر کمتر مورد توجه مردم سایر نواحی کشور قرار داشت اما این وضعیت را باید دارای علایم هشداردهندهای دانست که به زودی دامنگیر سایر نقاط کشور از جمله شهرستان نطنز به عنوان نگینی بر حاشیه کویر هم خواهد شد.
خوزستان امروز را باید با دقت بیشتری مورد بررسی قرار داد. این استان همواره به عنوان یکی از پرآبترین و حاصلخیزترین استانهای کشور شناخته میشد که علاوه بر تولید محصولات کشاورزی و تامین مواد غذایی کشور، دارای منابع سرشار نفت و گاز هم هست و بخش اعظم درآمد کشور را تامین میکند.
اینبار اما بحران کم آبی دقیقا از جایی آغاز شده که بیشترین میزان آب شیرین را در خود جای داده بود. مرثیهخوانی و فریاد وااسفا و وامصیبتا هم که این روزها کم به گوش نمیرسد، غافل از این که بخواهیم از آن درس بگیریم.
اما پیش از پرداختن به این مسایل باید وضعیت کنونی نطنز را مورد واکاوی قرار داد و بررسی کرد که آیا بروز چنین وضعیتی برای شهر ما هم قریبالوقوع است یا نه؟ و اصلا سهم هریک از ما در بروز چنین رخدادی که عنقریب این نگین زیبای حاشیه کویر را در خواهد نوردید، چیست؟
موقعیت جغرافیایی نطنز چگونه است؟
شهرستان نطنز در ۱۱۰ کیلومتری شمال شهر اصفهان، ۲۰ کیلومتری شنهای کویر مرکزی در شمال شهر، کوهستان کرکس با ارتفاع نزدیک به ۴هزارمتر در جنوب و غرب و از شرق نیز به کوههای کم ارتفاع اردستان محدود است.
موقعیت منحصر به فرد این شهر که با کوههای کم ارتفاعی درست در ناحیه شمالی از دشت کویر منفک میشود، با قرار گرفتن در ارتفاعی بیشتر از ۱۶۰۰ متر از سطح دریا و بهرهگیری از نسیم کوه و دره کرکس، آب و هوای متعدلی را در تابستان و سردسیر در زمستان را رقم زده و موجب شده تا در این محدوده کوچک، باغات سرسبز با بهرهگیری از قنوات چند صدساله، طراوت خاصی را به این ناحیه هدیه دهد.
شاید دیدن چنین مناظری برای اهالی منطقه در اثر برخورد روزانه و زندگی چندین ساله بسیار بدیهی به نظر بیاید اما اگر همین وضعیت را با استفاده از تصاویر هوایی و نرمافزاری مانند «گوگل ارث» و با دقت بیشتری ملاحظه کنیم درخواهیم یافت که این شهر با چنین ویژگیهایی از تهران تا ارتفاعات استان کرمان با شهرهایی مانند بردسیر و بافت، در جنوب کشور و تا سواحل گرم خلیج فارس و دریای عمان هیچ نظیری ندارد! به عبارتی در فاصله ۱۲۷۶ کیلومتری تهران تا بندرعباس و یا ۱۴۳۹ کیلومتری تهران تا بندرچارک در سواحل خلیج فارس و۱۸۱۵ کیلومتری تهران تا چابهار، در پهنهای نزدیک به دو سوم کشور، چنین آب و هوا و اقلیمی، اگر نگوییم بینظیر، بلکه بسیار کمنظیر است.
تهدیدهای دست ساخت بشری؛ سایه شوم انسانهای بیسایه
«گوستاو یونگ» روانشناس آلمانی، در آثار خود از اصطلاحی به نام «انسانهای بیسایه» نام میبرد. این افراد کسانی هستند که شاهد بسیاری از معضلات و بحرانهای زیستی و اجتماعی هستند، اما سایه خود را بر موضوع نمیبینند. این افراد هیچ گاه خودشان را مسوول ندانسته و یک «دیگری» به نام «دولت» و «جامعه» برای آنها وجود دارد که مقصر همه موارد است. اینگونه افراد نه سهمی در جامعه دارند و نه مسوولیتی در قبال رخدادهای آن. به گفته یونگ این انسانهای بیسایه برای جامعه بسیار خطرناکند، چرا که اگر اکثریت افراد یک جامعه را این افراد بیسایه تشکیل دهند، احساس مسوولیت بهطور کل از بین خواهد رفت.
جامعه کنونی ما امروزه یک جامعه فرهیخته است که با افزایش تعداد تحصیلکردههای دانشگاهی، خواستار «دیده شدن» است. اگر این افراد تحت هر شرایطی دیده نشوند و مطالبات آنها مورد توجه قرار نگیرد، در این صورت، جامعه مستعد روبرو شدن با پدیدهای به نام «پوپولیسم» خواهد بود. پوپولیسم دارای انواع مختلفی شامل پوپولیسم «رفتاری» و «ساختاری» است که متاسفانه این نوع دوم از شدت رواج بیشتری برخوردار است. به گفته «محمد فاضلی» جامعهشناس و استاد دانشگاه، «پوپولیسم ویژگی آن نوع از سیاستورزی است که سیاستمداران برای کسب رضایت تودهها، زیستپذیری و توسعه پایدار را قربانی میکنند».
به عنوان مثال بسیاری از تولیدکنندگان به بهانه «کسب رضایت عمومی» محیط زیست را به تاراج میبرند. برای جبران بهرهوری، خاک، آب، طبیعت و حتی کوهستان را به نابودی میکشانند. این افراد برای جلب رضایت افرادی که شاغل نیستند، به خود اجازه میدهند تا با هر نوع بهرهبرداری(اعم از اصولی و غیراصولی) محیط زیست منطقه را تا مرز نابودی و یک مخاطره جدی به پیش برده و زیستپذیری و توسعه پایدار منطقه را قربانی نمایند.
پوپولیسم، گریزان از واقعیت است
یکی از ویژگیهای اصلی پوپولیسم این است که جامعه را از مواجه با واقعیت باز میدارد. در این شرایط پوپولیستها تمایلی به مواجه با واقعیت ندارند. این افراد با گمان این که انسانهای بسیار فرهیختهای هستند، به سادهترین شکل ممکن با مسایل زیست محیطی و اجتماعی روبرو میشوند. مثلاً برای مرتفع کردن مشکل بیکاری بهرهبرداری از معادن را حتی در بحرانیترین شرایط مجاز دانسته و آن را پی میگیرند غافل از اینکه با این اقدامات، سند نابودی محیط زیست و به تبع آن سند نابودی مناطق مسکونی را امضا میکنند. نابودی محیط زیست به معنای نابودی مناطق مسکونی و خالی از سکنه شدن نواحی است که ساکنان آن طی هزاران سال با آن ناحیه خو گرفته و فرهنگ خود را منطبق با آن ساخته و پرورش دادهاند.
زعفرانکاری نطنز
پوپولیسم به افراد یک جامعه اجازه نمیدهد تا از وضعیت واقعی آن با خبر شوند. به عنوان مثال تا حد امکان اجازه نمیدهند تا مردم از تاثیرات منفی که «معدنکاوی» در منطقهای مانند نطنز دارد، آگاهی یابند و غالباً آثار مخرب آن را با مواردی مانند اشتغالزایی و کارآفرینی توجیه میکنند. این که منطقه نطنز باید به تناسب امکانات و ویژگیهای خاص طبیعی خود با سایر نقاط کشور مورد مقایسه قرار بگیرد، تحت هیچ شرایطی مورد توجه نیست و بعضاً به صورت عمدی با بیاعتنایی هرچه تمامتر از آن گذر میکنند. این افراد تمایل دارند تا جامعه را در یک «توهم» نگاه دارند. توهماتی نظیر «بهترین»، «بالاترین»، «زیباترین» و «غنیترین» نوع فرهنگ، که متاسفانه این روزها در شهری مانند نطنز، با به کار بردن مفاهیمی نظیر «باغشهر تاریخی نطنز»(که هیچ تصوری از معنای آن ندارند!) با تاکید هرچه تمامتر از آن یاد میشود.
در این نوع از سیاستورزی، «محدودیت و ناتوانی» جایی ندارد و برای پوپولیستها «مقبول» نیست. بنابراین این که بگوییم بهرهبرداری از معادن که قطعاً با محدودیتهایی نظیر محدودیت «منابع»، محدودیت «زیست محیطی»، «آب و هوایی»، «اقلیمی» و حتی محدودیت «استدلال» روبروست برای پوپولیستها هیچ جایگاه مشروعی ندارد. این که میتوان هر کوهی را جابهجا کرد، در هر کوهی تونل زد، از هر جایی آب را به منطقهای دیگر انتقال داد، برای این افراد امکانپذیر است بدون این که به مشکلات و تعارضات آتی آن توجه شود.
با این رویکرد میتوان کشاورزی را به بدترین شکل ممکن گسترش داد، بهرهبرداری از معادن را به هر طریقی و با هر سرعتی به پیش برد و حتی کارخانههایی(مانند فولاسازی با حداکثر آببری) را در مناطقی تاسیس کرد که دههها قبل به دلیل ایجاد بحرانهای محیط زیستی در سایر نقاط جهان حذف شدهاند. چنانچه گفته شد پوپولیستها تمایل زیادی به سادهسازی مسایل دارند و بنابراین به پیچیدگی رابطه میان کوهها، بهرهبرداری از معادن، خشک شدن قناتها و تغییرات اقلیمی هیچ توجهی ندارند. متاسفانه طی سالهای اخیر شاهد تغییرات شدید آب و هوا در فصول سرد سال، از بین رفتن محصولات کشاورزی و باغات و همچنین خشکسالی هستیم که ناشی از بهرهبرداری غیر اصولی معادن در این منطقه است اما این موارد تحت هیچ شرایطی برای پوپولیستها و تاراجگران محیط زیست پذیرفتنی نیست، چرا که با پذیرش این موارد، منافع زیادی از این افراد به مخاطره میافتد.
باید پذیرفت که جهان واقعیتی به نام «زندگی» دارد و نمیتوان به سادگی از کنار این واقعیت عبور کرد. قهرمانسازی و اسطورهسازی در زندگی کنونی بشر جایگاهی ندارد. این نوع از اقدامات به معنای در نظر نگرفتن آینده و زندگی نسلهای موجودات زنده اعم از انسانها، جانوران و گیاهان است. متاسفانه شهرستان نطنز که به «نگین حاشیه کویر» شهرت دارد، در دوران کنونی از چنان وضعیت آشفته و بحران زیست محیطی نظیر خشکسالی، پدیده گرد و غبار و تغییرات آب و هوایی ناشی از بین رفتن کوههای فلات مرکزی ایران روبروست، که نمیتوان با بیاعتنایی از کنار آن گذر کرد. سطح دستاندازی معادن به کوههای کرکس تا ارتفاع ۲۵۰۰ متری هم به پیش رفته و حداقل یخچالهای طبیعی این کوهستان را به عنوان تامینکنندگان منابع آبی، که منجی حیات منطقه هستند با تهدیدی جدی روبروست.
تصویری از معدن سنگ نطنز
باری، به هر جهت، توصیف وضعیت امروز نطنز، همان توصیفی است که در بیش از یک دهه قبل توسط فعالان و کارشناسان محیط زیست در مورد خوزستان به کار برده شد و کار را به جایی رساند که دیگر نمیتوان به سادگی آن را جبران نمود. سرمایههای زیادی در این حوزه از دست رفته و بازگشت آن غیر ممکن است. اگر دو دهه قبل هشدارهای خشکسالی و تخریب محیط زیست جدی گرفته میشد، شاید هماکنون شاهد چنین وضعیتی در خوزستان نبودیم.
باید پذیرفت، غول خشکسالی و تخریب منابع طبیعی نطنز اکنون در دل این شهر جاخوش کرده و متاسفانه دست منحوس آن اینبار از آستین «معادن سنگ» بیرون زده! که شوربختانه این غول مخرب در پناه «سایه شوم انسانهای بیسایه» به حدی از گستاخی و دستدرازی رسیده که نه تنها خود را شرمسار مردم نمیبیند، بلکه خود را محق دانسته و توصیه همه کارشناسان را با انگهایی نظیر براندازی و ایجاد اغتشاش و …، برای عموم جلوه میدهند، غافل از اینکه واقعیت چیزی خارج از ذهن ماست و به هر تقدیر طبیعت پاسخ متناظر با این دستدرازی را به زودی خواهد داد. چنانچه خشکسالی کنونی هم یکی از نشانههای آن است.
برچسب ها :آب ، امیرحسین غلامزاده نطنزی ، ایران مامن ، بی آبی ، خوزستان ، معدن ، نطنز
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 1